فهرست مقالات اسفند, سال 1395,دوره26 شماره 64 XML
نویسندگان: سمیرا ندیرخانلو(*)
کلیدواژه ها: تجاري سازي علم, مالكيت فكري, ملاحظات ساختاري, ملاحظات فرهنگي
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 63
:
: 5

امروزه بحث و بررسی تجاریسازی علم و فناوری در محافل علمی و در میان سیاستگذاران گسترش یافته است.
شرایط اقتصادی جهانی نیز در سالهای اخیر موجب گردیده که در برنامههای توسعه )فصل چهارم قانون برنامه چهارم توسعه؛ مواد 16 ، 17 و 18 قانون برنامه پنجم( ] 1 ، 2 [، به این امر توجه شود. در میان سیاستگذاران، بهطور مداوم از عنوان دانشگاه نسل سوم سخن به میان میآید؛ دانشگاهی که درگیر فعالیتهای کارآفرینانه میگردد. از دیدگاه پژوهشگران، در عصر حاضر شناسایی، ایجاد و تجاریسازی داراییهای فکری به اهداف نهادی بسیاری از سیستمهای دانشگاهی تبدیل شده است.
مفهوم تجاریسازی علم و بهدنبال آن کارآفرینی دانشگاهی، مانند بسیاری از مفاهیم دیگر، از بیرون مرزهای
جغرافیایی وارد کشور شده است و این وارداتی بودن از یک طرف میتواند فرصتهایی را برای استفاده از تجربیات سایر جوامع فراهم سازد و از سوی دیگر چالشهایی در تطابق با ویژگیهای زمینهای و ساختاری و فرهنگی فراهم سازد. بنابراین موضوع تجاریسازی در ایران باید متناسب با ویژگیهای زمینهای و محلی آن ساخته شود نه اینکه الگوهای کشورهای پیشرو، عیناً پیادهسازی گردد. این مقاله بهدنبال شناسایی و توصیف ملاحظات عمده تجاریسازی علم در ایران در جهت تشویق و ترغیب دانشگاهها و جوامع علمی به سمت تجاریسازی است.

نویسندگان: مریم رزبان(*)
کلیدواژه ها: توليد علم, همكاري علمي, دانشگاه تهران, اسكاپوس
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 26
:
: 3

هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان انتشارات علمی دانشگاه تهران، از سال 2004 تا 2014 در پایگاه اطلاعاتی
اسکوپوس با تأکید بر همکاری علمی در خارج و داخل از ایران است.
این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد علمسنجی انجام پذیرفته است. جامعه آماری متشکل از کلیه تولیدات علمی نمایه شده در پایگاههای استنادی اسکوپوس که در سالهای 2004 تا 2014 توسط پژوهشگران دانشگاه تهران نگاشته شده، میباشد.
یافته های پژوهش نشان داد که 13307 پژوهشگر با تألیف 27804 مدرک علمی در بازه زمانی 2004 تا 2014 در
تولیدات علمی این دانشگاه نقش داشتهاند که بیشترین این تألیفات در قالب مقاله پژوهشی و کمترین آنها در قالب
گزارشهای پژوهشی بوده است. از دیگر یافتههای پژوهش میتوان به روند رو به رشد تولیدات علمی پژوهشگران این دانشگاه در سال 2014 نسبت به سال 2004 اشاره کرد. در مبحث همکاریهای علمی بیشترین میزان همکاری علمی در پایگاه اسکوپوس بهترتیب در حوزه فنی و مهندسی و حوزه کشاورزی بوده است.
یافتهها نشان میدهند که وجود تألیفات مشترک میان دانشگاه تهران با دانشگاههای مطرح جهان و دیگر مؤسسات
آموزش عالی در داخل کشور نهتنها در شکلگیری روند رو به رشد تولیدات این دانشگاه نقش داشته، بلکه نمایانگر
سطح قابل قبول همکاریهای این دانشگاه و مهر تأییدی بر جایگاه علمی آن است.

نویسندگان: فاطمه آتش دلیگانی(*) , سعید اسدی
کلیدواژه ها: زيرساخت, ساختار, گراندد تئوري, مراكز علم سنجي, دانشگاه هاي علوم پزشكي, ايران
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 37
:
: 1

در سالهای اخیر دانشگاههای علوم پزشکی کشور اقدام به تأسیس مراکز علمسنجی کردهاند و وظایف متنوعی بر
عهده آنها قرار گرفته است. با این وجود، هنوز مطالعه مستقلی درباره وظایف، ساختار و کارکرد مراکز علم سنجی دانشگاهی صورت نگرفته است. شناسایی و طبقه بندی زیرساختها و ساختار مناسب برای مراکز علم سنجی دانشگاهی در دانشگاه های علوم پزشکی، موضوع مورد مطالعه در این پژوهش است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و از روش گراندد تئوری استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان علم سنجی و مدیران پژوهشی و کارشناسان دفاتر علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی گردآوری و مقولهبندی شده و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها به استخراج و دسته بندی دو دسته زیرساخت مطلوب برای مراکز علم سنجی دانشگاهی تحت عنوان زیرساخت های فناورانه و سازمانی منجر شده است. در ارتباط با ساختار سازمانی مناسب برای مراکز علم سنجی دانشگاهی نیز سه مقوله اصلی شامل ساختار مستقل، وابسته و سایر ساختارها شناسایی و دسته بندی شده است. شناسایی و دسته بندی ساختار و زیرساختهای مناسب برای مراکز علم سنجی دانشگاهی یک ضرورت در راستای بهینه سازی و بهبود کارکرد است. نتایج این تحقیق میتواند به بهبود کارکرد مراکز علم سنجی و در نتیجه برنامه ریزی و سیاستگذاری علمی مناسب در دانشگاه ها منجر شود.

نویسندگان: طاهره کیامیری, ناصر حمیدی(*)
کلیدواژه ها: فناوري اطلاعات, استقرار فناوري اطلاعات, موانع فناوری اطلاعات, تکنیک اکتشافی شبکه خزانه
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 24
:
: 0

بررسی موانع استقرار فناوری اطلاعات دارای اهمیت خاصی است. در این مطالعه به شناسایی موانع استقرار فناوری اطلاعات در سازمانهای ایران پرداخته شده است. پژوهش از نوع کاربردی – اکتشافی است. برای شناسایی موانع از مدیران و صاحبنظران در حوزه فناوری اطلاعات سازمانها، با قانون حد کفایت استفاده و با 20 خبره به سطح اقناع رسید. خبرگان دارای سابقه اداری در سازمانهای تحت بررسی و پژوهش یعنی امور اقتصاد و دارایی، امور مالیاتی، تأمین اجتماعی، وزارت نیرو، شهرداری، مرکز تحقیقات مخابرات و دیوان محاسبات بودهاند. پس از انجام مصاحبه ها، 22 عامل مستقل شناسایی شده که بهعنوان سازههای اولیه در نظر گرفته شده و در پنج سطح تحت عنوان سازه های ثانویه طبقه بندی گردیدهاند. تحلیل دادهها به روش اکتشافی شبکه خزانه ای انجام پذیرفته است. نتایج نشان میدهد عوامل مدیریتی بیشترین تأثیر را در عدم استقرار فناوری اطلاعات در سازمانهای ایران دارند و پس از آن به ترتیب نیروی انسانی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی و در پایان عوامل آموزشی موانعی را برای استقرار فناوری اطلاعات ایجاد میکنند. در بین سازمانهای مورد مطالعه در مقایسه با شش سازمان دیگر، سازمان امور اقتصاد و دارایی، ضعیف ترین سازمان در بخش فناوری اطلاعات و شهرداری در بهترین وضعیت بودهاند.

نویسندگان: عیسی زارعی(*)
کلیدواژه ها: ترویج علم, الگوها و رویكردها, مرور نظام مند
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 24
:
: 0

گسترش سریع علم بهعنوان نتیجه قهری تلاش بشر برای شناخت پدیدههای پیرامونی خود، وضعیتی را پیش کشیده است که به شکاف ادراکی عموم نسبت به علم مشهور است. این شکاف ادراکی میان علم و عامه مردم، باعث عدم پذیرش علم، عدم حمایت از علم و از همه مهمتر عدم مشارکت در علم است که مانع و چالش بسیار جدی در برابر رشد روزافزون علم تلقی میشود. بدین جهت ترویج علم، شامل مجموعهای از برنامهها و فعالیتهایی است که در راستای فهمپذیرکردن مفاهیم علمی برای عموم مردم و ارتقای توان درک عموم برای فهم مفاهیم علمی انجام میشود. این فرایند بهعنوان مقولهای فرارشتهای در همه حوزههای علمی بهمنظور ارتقای آگاهی و دانش و بینش عموم، تقویت باور و اعتماد عمومی به علم، جلب مشارکت عامه در علم، آموزش علوم به مردم عادی انجام میشود، اما حوزه ترویج یا علم نیز مانند هر اندیشه و تفکر دیگری، شاهد تحولات و دیدگاههای متفاوتی بوده است. بر این مبنا، عمومیسازی  مقاله حاضر میکوشد ضمن اشاره به تاریخچهای از ترویج علم و واکاوی مفاهیم و اهداف آن، دیدگاهها و الگوهای مختلف این فرایند را به لحاظ تاریخی و کارکردی با مروری نظامیافته بحث و بررسی کند.

نویسندگان: مسلم ناظمی(*)
کلیدواژه ها: فناوری ارتباطات و اطلاعات, مصرف مجازي, مصرف ديجيتال, نظريه هاي مصرف, سياست عمومي
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 28
:
: 1

این مقاله به بررسی مفهوم مصرف مجازی دیجیتال ( DVC) و معرفی و مقایسه برخی نظریههای اقتصادی و
اجتماعی پیرامون آن میپردازد. در این نوشتار، ابتدا پدیده مصرف در فضای مجازی معرفی شده و به شباهتها و
تفاوتهای آن با مصرفی که در نظریههای کلاسیک در مورد فناوری های دیگر آمده، پرداخته شده است. سپس مفهوم اقتصاد مجازی که حول ارزشآفرینی و مصرف در فضای مجازی شکل گرفته شده معرفی و به طور خلاصه بررسی شده است. در مرحله بعد، این شکل از مصرف در سپهر اجتماعی و فرهنگی و مهمترین رویکردهای جامعه شناسانه آن ذکر گردیده است. مصرف مجازی در ترازوی دو رویکرد تئوری انتقادی و مطالعات فرهنگی صنعت بحث و بررسی شده است. در پایان نیز سیاستگذاری فضای مجازی در سطوح ملی و بین المللی بهطور خلاصه بررسی و در مورد سیاست های جمهوری اسلامی ایران در این باره، بحث شده است.

نویسندگان: وحید احسانی(*) , موسی اعظمی, سید محمدباقر نجفی
کلیدواژه ها: توسعه دانش بنيان, نهاد گرايي, نهاد, وابستگي به مسير تاريخي, شبه دانش
دوره:  26 | شماره:  64 | تاریخ:  1395/12/22
: 36
: 1
: 1

سال هاست که عبارت های «اقتصاد دانش بنیان» «توسعه دانش بنیان» در ادبیات دانشگاهیان و سیاستمداران ایران به کار رفته و همگان بر لزوم دانش بنیان شدن تأکید کرده اند. در این میان، برخی رشد فزاینده تعداد مقالات علمی و به تبع آن ارتقای جایگاه کشور در رتبه بندیهای مربوط را نشانه ای مثبت و حاکی از پیشرفت در مسیر دانش بنیان دانسته و برخی دیگر نسبت به کیفیت علم و پژوهش کشور ابراز نگرانی کرده اند. در راستای بررسی عمیق تر نسبت میان«ما» و «توسعه دانش بنیان»، چنانچه از یک سو تاریخچه خود را لحاظ کرده و از سوی دیگر مفاهیم «توسعه»،«علم نوین» و «دانش بنیان» را نیز در متن و زمینه اصلیشان (غرب مدرن) مورد توجه قرار دهیم، متوجه میشویم که درک نسبت مذکور مستلزم توجه به نسبت میان «مسیر تاریخی ما » و«غرب مدرن» است. به عبارت دیگر، به منظور شناخت و مدیریت فرصتها و تهدیدهای پیشرو، باید به موقعیت کنونی در قالب دوراهه ای حاصل از برخورد روندهایی تاریخی و
مفهومی نگاه کرد. در این راستا، در مقاله حاضر، با استفاده از چارچوب تحلیلی مکتب نهادگرایی به بررسی این مهم پرداخته و نشان داده شده است که از یک سو، دانش این قابلیت را دارد که با بنیان قرار دادن آن، مسیر تاریخی خود را اصلاح کرده و در مسیر توسعه قرار بگیریم و از سوی دیگر، در صورت عدم اصلاحِ مسیر تاریخی، ما نیز کاملاً این ظرفیت را داریم که مفاهیم تحول آفرینی همچون «دانش» و«دانش بنیان» را به نمونک هایی چون «شِبهِ دانش» و «شِبهِ دانش بنیان» تبدیل کنیم. بنابراین، مسئله از حیث نسبتی که با دانش بنیان شدن داریم، این نیست که اگر دقیق عمل نکنیم فقط بازده اقداماتمان کاهش مییابد و اگر بودجه بیشتری به علم و پژوهش اختصاص ندهیم مسیر توسعه و  دانش بنیان شدنمان طولانی تر میشود، مسئله این است که چنانچه باز هم اشتباه کنیم، در آینده نزدیک متوجه خواهیم
شد که با وجود رشد چشمگیر شاخص های کمیِ دانش و پژوهش، سالها است چون گذشته راه ترکستان پیمودهایم، با این تفاوت که آنچه این بار با اتکا بر نفت، صورتکی تشریفاتی از آن ساخته ایم در واقع «مرهم دردهای مزمنمان» بوده است که آن را به یک «شِبهِ مرهمِ تجملاتی» جعل کرده ایم.